دوزبانگی و دشواری‌های آن

دوزبانگی و دشواری‌های آن

دوزبانگی و دشواری‌های آن 150 150 Simin Emrani

وقتی بچه بودم، هرموقع مادر و پدرم می‏‌خواستند راجع به موضوعی باهم صحبت کنند که ما بچه‏‌ها نفهمیم، به‌زبان آذری باهم صحبت می‏‌کردند. در زیر می‌توانید گوش کنید:

http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100530_Somaye_Bilingualism.mp3

بعد از مدتی، یک‌سری از واژه‏‌ها را یاد گرفته بودم، اما بازهم همه‌ی موضوع را متوجه نمی‌‏شدم. برادر بزرگ‏ترم زودتر از من این زبان را یاد گرفت و یادم هست که گاهی پدرم با او آذری صحبت می‏کرد. اما هیچ‏وقت مادر و پدرم با من آذری صحبت نکردند.

شاید من الان کمی زبان آذری را متوجه بشوم، اما به‌سختی می‌توانم محاوره‏ای به این زبان با کسی داشته باشم. آن موقع خیلی هم برایم مهم نبود که این زبان را یاد بگیرم. چرا که همه‏ی آدم‏های اطراف‏ام چه در خانه و فامیل و چه در مدرسه و بعدها در محل کار، به زبان فارسی صحبت می‏کردند.

وقتی یک‏‌خُرده بزرگ‏تر شدیم، در مدرسه زبان عربی و انگلیسی جزو برنامه‏‌ی درسی‏‌مان بود، اما سیستم آموزشی سیستمی نبود که آخر سال بتوانیم ادعا کنیم که حداقل کمی بر این ‏زبان‏ها مسلط هستیم. اگه بعدها یاد گرفتیم به زبان انگلیسی صحبت کنیم، نه به‌خاطر درس زبان انگلیسی در مدرسه که به خاطر شرکت در کلاس‏های زبانی بود که در آموزشگاه‏های زبان برگزار می‏‌شد.

هیچ‏وقت به این موضوع دقت نکرده بودم که مادر و پدرم هردو، دوزبانه هستند و بدون این که حتی در کلاس زبان شرکت کنند، بلدند دوتا زبان را به‏‌خوبی صحبت کنند.

بعد از چندسال زندگی در کشوری که زبان مادری من جزو زبان‏های رسمی آن نیست، بیش‌تر و بیش‌تر به اهمیت آموزش زبان و یادگیری زبان‏های مختلف در کودکی پی بردم.

در هلند، البته هلندی زبان اول این کشور است، اما تعداد زیادی از مردم به زبان عربی، عربی- مراکشی و یا ترکی صحبت می‏کنند و در کنار آن، تقریباً همه‏‌ی مردم زبان انگلیسی بلدند. به‌‏طوری‏‌که بعد از بیش‌تر از پنج سال زندگی در این کشور، همه‏‌ی کارهای روزمره‏‌ی من هنوز هم با زبان انگلیسی راه می‏‌افتد.

در دنیای امروز، چه در کشوری زندگی کنیم که همه به زبان مادری ما صحبت ‏می‏کنند و چه در کشوری که زبان مادری ما اصلاً جزو زبان‏های مورد استفاده نیست، یاد‏گیری زبان دوم و یا حتی سوم، از اهمیت بالایی برخوردار است.

در برنامه‏ای که امروز برای‏تان تهیه کرده‌‏ام، تعاریف موجود برای واژه‏ی «Bilingualism» و یا دوزبانه بودن را مطرح کرده‏‌ام و به بررسی مزیت‏‌ها و دشواری‏های یادگیری زبان دوم و یا سوم پرداخته‏‌ام.

در بخش آخر هم چند راهکاری که معمولاً از طرف کارشناسان برای آموزش هم‏زمان دو زبان به کودکان ارائه می‏شود را مطرح کرده‏ام.

محتوای این برنامه برداشتی است از کارگاه زبان‏شناسی و زبان‏آموزی در دانشگاه اوترخت، زیر نظر دکتر شارون آنسبورد، دکتر ایوانا برازیلرو و دکتر مانوئلا پینتو که با همکاری آنه‏‌فرانس پینخه برگزار شده بود.

بنا بر گزارش این گروه زبان‏شناسی و زبان‏‌آموزی، دوزبانه‌گی در دنیا معمول‏‌تر از تک‏‌زبانی است. به این معنا که اکثریت جمعیت جهان حداقل به دو زبان صحبت می‏‌کنند.

هم‏چنین دوزبانه‌گی به معنای حضور دو تک‏زبان در یک فرد نیست. چرا که در اکثر دوزبانه‌‏ها، یک زبان غالب‌‏تر از زبان دیگر است. این که کدام زبان غالب‏تر خواهد بود، در طول زمان تغییر می‏‌کند و رابطه‏‌ی مستقیمی با محیط زندگی شخص دوزبانه دارد.

دوزبانه‌گی هم‏چنین به معنای وجود دو نیم‌‏تک‏زبان در یک فرد نیست. چرا که در ذهن آدمی به اندازه‏‌ی کافی فضا برای یادگیری بیش از یک زبان وجود دارد.

از آن‏جایی که مخاطب اصلی این کارگاه، والدینی بودند که هرکدام زبان متفاوتی را صحبت می‏کردند و یا این که زبان والدین، از زبان محیط زندگی متفاوت بود، یکی از سوال‏های مطرح شده در این کارگاه به این موضوع پرداخته بود که چرا باید در پرورش کودکان، به آموزش بیش از یک زبان اهمیت بدهیم؟

بنا بر یافته‏‌های این گروه تحقیقاتی، پنج مزیت عمده در آموزش و پرورش کودکان دوزبانه وجود دارد:

مزیت اول، مزیت ارتباطی (Communicative Advantage ): تحقیقات نشان داده که کودکان دوزبانه از حساسیت بالاتری نسبت به نیازهای شنونده‏ی خود برخوردارند.

این کودکان بهتر و سریع‏تر تشخیص می‏دهند که چه فردی از اعضای خانواده به چه زبانی صحبت می‏کند و در نتیجه، ارتباط سریع‏تر و موفق‏تری با سایر اعضای خانواده و گروه برقرار می‏کند.

مزیت دوم، مزیت فرهنگی (Cultural Advantage): واضع و مبرهن است که زبان دریچه‏ی ورود به یک فرهنگ و ادبیات است. حس تعلق به دو فرهنگ، در بین کودکان دوزبانه بالاتر است. هم‏چنین به دلیل آشنایی و مطلع بودن از دو فرهنگ، حس مداراجویی اجتماعی این کودکان به مراتب از کودکانی که فقط با یک فرهنگ آشنا هستند، بالاتر است.

مزیت سوم، مزیت تحصیلی- آموزشی (Curriculum Advantage): کودکانی که از ابتدا با دو زبان آشنا می‏شوند، درک عمیق‏تری از ساختارهای زبانی دارند. این مسئله باعث می‏شود که این کودکان خیلی راحت‏تر زبان سوم و یا چهارم را یاد بگیرند.

مزیت چهارم، مزیت استخدامی (Employment Advantage): با توجه به ارتباط بیشتر بین کشورهای مختلف، نیاز به افراد متخصصی که توانایی صحبت کردن و برقراری ارتباط به زبان‏های مختلف را دارند، رو به افزایش است. دوزبانگی بی‏شک یکی از مهارت‏های فردی است که می‏تواند در زمینه‏ی استخدام یک فرد تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد.

مزیت پنجم، مزیت شناختیCognitive Advantage)): تحقیقات بسیاری نشان داده که افراد دوزبانه، خلاقیت بیش‌تری از خود نشان می‏دهند و در یافتن راه‏حل، راهکارهای تازه‌‏تر و عملی‌‏تری ارائه می‏دهند.

لازم به ذکر است که آموزش کودکان به دو زبان، دشواری‏ها و معایبی را هم به‏‌دنبال دارد:

اول این که آموزش و پرورش کودکان به دو زبان، نه تنها زمان بیش‌تری را می‏طلبد، بلکه هزینه‏ی بالاتری را هم برای والدین به‏همراه دارد.

ممکن است هیچ‏کدام از دو زبان به‌طرز صحیح در کودک تکامل پیدا نکند. در این حالت توصیه می‌‏شود فقط بر یک زبان تمرکز صورت بگیرد. هم‏چنین در مورد کودکانی که دچار «خوانش‌‏پریشی» هستند، فقط یک زبان باید آموزش داده شود.

چگونه کودک خود را با بیش از یک زبان آشنا کنیم؟

به گفته‌ی دکتر شارون آنسبورد، هیچ راه‏‌حل و یا توصیه‌ه‏ای که برای همگان مورد استفاده باشد، وجود ندارد. این موضوع به محیط، کودک، والدین، شرایط و هم‏چنین سن کودک بستگی دارد.

اگر والدین هرکدام زبان متفاوتی را صحبت می‏کنند، یکی از راهکارهای معمول این است که هرکدام از والدین به‌زبان خودشان با کودک صحبت کنند. این راهکار، همیشه به یک دوزبانه‌گی کامل ختم نمی‏شود. چرا که بستگی کامل به این موضوع دارد که کودک چه مدت زمانی را با هرکدام از والدین سر می‏کند.

در حالتی که هردو والدین به‌یک زبان صحبت می‏کنند، اما این زبان متفاوت از زبان محیط زندگی و تحصیل کودک است، راهکار توصیه شده این است که هردو والدین در خانه و محیط خانوادگی زبان خودشان را صحبت کنند و اجازه بدهند که کودک، زبان محیط را در مدرسه یاد بگیرد.

در این روش، موفقیت یادگیری زبان والدین، رابطه‏‌ی مستقیمی با درجه‏‌ی اهمیت و موقعیت زبان والدین دارد که در این‏جا به نام زبان اقلیت به آن اشاره می‏شود.

در هریک از این دو راهکار معمول، توصیه شده که جدایی و فرق میان دو زبان، از همان ابتدا مشخص شود. البته نمی‏‌شود در همه‏‌ی شرایط این فرق را رعایت کرد.

در یادگیری هردو زبان، وجود محیط مثبت و غنی زبانی، لازمه‏ی موفقیت کار است. هم‏چنین بهتر است که زبان اقلیت با کمک سی‏دی و یا دی‏وی‏دی ترویج داده شود. با آشنا کردن کودک با سایر افرادی که به‌زبان اقلیت صحبت می‏کنند، می‌‏توان کودک را ترغیب و تشویق به یادگیری زبان کرد.

یکی از موضوعاتی که باید مدنظر قرار داد، این است که زبان اقلیت و یا زبانی را که کم‏تر در گفت‏‌وگوی روزانه غالب است، باید در محیط‏‏‌های مختلف و شرایط مختلف، به کودک آموزش داد. مثلاً اگر زبان اقلیت فقط در خانه با کودک صحبت می‏شود، بهتر است در یک گردش به باغ وحش، نام حیوانات را به زبان اقلیت هم به کودک یاد بدهید تا دامنه‏ی لغات کودک به این زبان هم گسترش پیدا کند.

نکته‏‌ی پیشنهاد‏شده‏‌ی آخر این که با استفاده از روش‏‌های مختلف، کودک را تشویق به استفاده از هردو زبان بکنید. مثلاً وقتی در محاوره با مادربزرگ و یا پدربزرگ که به زبان اقلیت صحبت می‏کنند، کودک هم از زبان اقلیت استفاده می‏کند، او را مورد تشویق قرار بدهید.

کتاب‏ها و راهنماهای زیادی درباره‏ی آموزش کودکان به دو زبان نوشته شده است. برای اطلاعات بیش‌تر در این‏باره، می‏توانید به این تارنما مراجعه کنید.

منبع: رادیو زمانه